درباره‌ی قطعه‌ی Fernnah

در صفحه‌ی مربوط به این قطعه در سایت یوآخیم هاینتس می‌خوانیم:

“متن «FERNNAH» (دور-نزدیک) در سال ۲۰۲۲ نوشته شد، به عنوان واکنشی به کتاب «آینه‌ی ارواح ساده» اثر مارگریت پُرِت، عارفی از دوران قرون وسطی. این متن از قطعاتی از کتاب پُرِت تشکیل شده است که با قطعاتی از «حال» ترکیب شده‌اند. (سؤال: این «حال» به چه چیزی اشاره دارد؟) در سال ۲۰۲۴ من صداهای الکترونیکی را توسعه دادم تا به عنوان همراهی برای خواندن سه بخش از این متن استفاده شوند.

موسیقی به‌صورت به‌هنگام (real-time) تولید می‌شود، بنابراین هر اجرا متفاوت است (همان‌طور که هر خوانش نیز متفاوت است). در ادامه، سه نسخه‌ی متفاوت آورده شده‌اند.

درباره‌ی اسم قطعه

کلمه‌ی آلمانی «fernnah» ترکیبی از دو بخش «fern» و «nah» است:

fern به معنی «دور» یا «فاصله‌دار»

nah به معنی «نزدیک»

بنابراین fernnah را می‌توان «دور-نزدیک» ترجمه کرد. 

این ترکیب به معنای حالتی است که چیزی هم فاصله دارد و هم نزدیکی، یعنی نوعی تضاد یا هم‌نشینی دو احساس متضاد، مانند «دور بودن در عین نزدیکی» یا «نزدیک اما در عین حال دور».

«fernnah» به طور دقیق یک واژه‌ی رسمی در زبان آلمانی نیست، بلکه یک ترکیب شاعرانه یا هنری است که می‌تواند مفهوم «دور و نزدیک» یا «هم‌زمان دور و نزدیک بودن» را القا کند.

درباره‌ی مارگریت پُرِت

درباره‌ی مارگریت پرت در ویکیپدیای فارسی می‌خوانیم:

“مارگریت پرت (به فرانسوی: Marguerite Porete) نویسنده و عارف زن قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی اهل فرانسه بود. وی نویسنده کتابی بنام «آئینه روح های ساده» (به فرانسوی: Le Miroir des âmes simples) است. وی در ۱۲۵۰ میلادی به دنیا آمد. او حاضر نشد در دادگاه تفتیش عقاید قسم بخورد و هیچ نشانه‌ای از پشیمانی نشان نداد. او به بدعت‌گذاری محکوم و در نهایت پس از گذراندن یک سال و نیم در زندان، در یکم ژوئن ۱۳۱۰ میلادی، به دستور مقامات کلیسا، به همراه کتابش در پاریس به آتش کشیده شد. کتاب او گفتگویی تمثیلی بین دو صورت عشق، «دلیل» و «روح» بود.”

درباره‌ی کتاب دور-نزدیک اثر یوآخیم هاینتس

این کتاب را یوآخیم هاینتس در سال ۲۰۲۲ نوشته است. برای مطالعه‌ی آنلاین کتاب که به زبان آلمانی است می‌توانید به سایت او مراجعه کنید. او در قسمت پی‌نوشت در صفحه‌ی ۴۶ این کتاب نوشته است:

پی‌نوشت

برداشتی از کتاب “آینه‌ی روح‌های ساده” از مارگریت پرت، بر اساس ترجمه‌ای از لوییس گندینگر. یکی از چندین خوانش ممکن، به صورت قطعه قطعه، چینش جدید و همچنین تغییرات. بدون وفاداری به متن اصلی به معنای وفاداری تاریخی متن. از برخی جهات در ادامه‌ی چیزی نوشتن.

این یک صفحه است، چپ‌نوشت.

و به علاوه، در سمت راست، یک امروز. یکی از بسیار امروزهای ممکن، تشکیل شده از رشته‌های گوناگون، که در یکدیگر بافته می‌شوند. می‌تواند در میان آن‌ها مکالمه به وجود بیاید، به عنوان رشته‌های مجرد حقیقت، و شاید هم میان آن‌ها و متن پرت. یک مکالمه، نه به معنای یک فهم متقابل ایده آل، بلکه به معنای مواجهه و فاصله، به عنوان غافلگیری و ترس.

متن پورته مرثیه است برای عشق، برای یک زندگی در عشق. او بهای قطعیتش را با مرگ پرداخت کرد، در تاریخ ۱ژوئن ۱۳۱۰، به عنوان قربانی تفتیش عقاید. قربانی تاریخ زور و تخریب که ادامه یافت.

همچنین نه تنها کلمات و آرزوهای پرهیزگارانه باقی ماندند بلکه کارهای روزانه، که داستان دیگری می‌نویسند. داستان‌های زیادی آنجاست، در همان زمان. هست اینجا.

دور-نزدیک نامی است که پرت به حضور مسیح مقدس می‌دهد، کسی که در نظر روح‌های عاشق در متون مسیحی هم بی‌نهایت دور و هم بسیار نزدیک است. متن او هم خود دور-نزدیک است، اینگونه به نظرم می‌رسد .”

 

مطالعه‌ی بخش‌هایی از کتاب دور-نزدیک توسط یوآخیم هاینتس در هفتمین کنفرانس بین‌المللی سی‌ساوند

صفحه‌ی اول از کتاب دور-نزدیک

مطابق آنچه یوآخیم هاینتس در پی‌نوشت کتاب توضیح داده است، کتاب دور-نزدیک شامل جملاتی در سمت چپ و جملاتی در سمت راست است. جملات سمت چپ برش‌هایی از کتاب “آینه‌ی روح‌های ساده” اثر مارگریت پرت و جملات سمت راست از یوآخیم هاینتس هستند. برای نمونه صفحه‌ی اول از کتاب او را در زیر قرار داده‌ام. 

در ترجمه‌ی فوق برای حفظ تأثیر راست‌چین و چپ‌چین بودن، جاها برعکس شده‌اند، یعنی عبارت‌های منتخب از کتاب مارگاریت پرت در سمت راست قرار گرفته‌اند و عبارات نوشته شده توسط یوآخیم هاینتس در سمت چپ. بنابراین همان‌طور که در کتاب اصلی متن اقتباس شده از مارگاریت پرت در جایگاه درست متن آلمانی یعنی از سمت چپ به راست قرار دارد، در ترجمه هم، متن او، از جهت راست به چپ نوشته شده است. و متن یوآخیم هاینتس مانند یک حاشیه‌ی نوشته شده برای آن در سمت مقابل آن.  

توضیح درباره گروه “ب گ ی ن”:

توضیحات هوش مصنوعی در این باره:

“بیگین‌ها” (Die Beginen) یک گروه مذهبی و اجتماعی از زنان در اروپای قرون وسطی بودند، به‌ویژه در مناطق آلمانی‌زبان، هلند، و بلژیک امروزی.

ویژگی‌های اصلی بیگین‌ها:

گروه مذهبی غیررسمی: آن‌ها مانند راهبه‌ها زندگی می‌کردند اما عضویت رسمی در کلیسا نداشتند و نذر دائمی نیز نمی‌کردند.

زندگی جمعی: اغلب در خانه‌ها یا مجتمع‌هایی به نام Begijnhof زندگی می‌کردند.

خدمت به جامعه: در زمینه‌هایی مانند پرستاری، آموزش، بافندگی، و کمک به فقرا فعالیت می‌کردند.

استقلال مالی و فردی: برخلاف راهبه‌ها، بیگین‌ها اجازه داشتند دارایی داشته باشند، گاه ازدواج کنند و در صورت تمایل گروه را ترک کنند.

ادغام اجتماعی: آن‌ها نقشی کلیدی در حمایت از زنان مجرد، بیوه یا زنانی ایفا می‌کردند که خارج از ساختار سنتی خانواده می‌زیستند.

دوران اوج:

بیگین‌ها از قرن ۱۳ تا حدود قرن ۱۶ بسیار فعال بودند. اما پس از آن، با فشارهای کلیسا و دولت، نفوذشان کاهش یافت.

آیا مارگریتا پورِته (Marguerite Porete) یک بیگین (Begine) بود؟

بله، اما با توضیحاتی مهم.

مارگریتا پورته، یک زن صوفی و نویسنده فرانسوی در قرن ۱۳ (در حدود ۱۲۴۸–۱۳۱۰) بود که بیشتر به خاطر کتاب عرفانی‌اش با عنوان “آینه جان‌های ساده و خاموش” (Le Miroir des âmes simples et anéanties) شناخته می‌شود.

ارتباط او با بیگین‌ها:

عضویت مستقیم؟ منابع تاریخی او را معمولاً یک بیگین می‌نامند، ولی نه به این معنا که او عضو یک جامعه رسمی و منظم بیگینی بوده باشد. بلکه او در سنت بیگینی زندگی می‌کرد: زاهدانه، مستقل از کلیسا، بدون نذر راهبه‌وار، و در جستجوی تجربه مستقیم خدا از طریق عشق.

فکر و سبک زندگی: افکار عرفانی، زندگی مستقل، و عدم وابستگی به نهاد کلیسا، ویژگی‌هایی هستند که مارگریتا را به بیگین‌ها نزدیک می‌کنند.

درگیری با کلیسا: کتابش به‌خاطر آموزه‌های عرفانی شدیداً رادیکال (مثل محو شدن نفس در عشق الهی و بی‌اعتنایی به بهشت یا دوزخ) در سال ۱۳۱۰ محکوم به بدعت شد، و خود او در نهایت به جرم ارتداد سوزانده شد. این برخورد کلیسا با او شباهت‌هایی با فشارهایی دارد که علیه برخی بیگین‌ها هم صورت گرفت.

نتیجه:

مارگریتا پورته را می‌توان در سنت بیگینی دانست، اما نه لزوماً عضو رسمی یک جامعه بیگین. او بیشتر یک بیگین مستقل و اندیشمند رادیکال بود که افکارش حتی در میان بیگین‌ها نیز استثنایی تلقی می‌شد.

توضیحاتی درباره قطعه‌ی دور-نزدیک

قطعه‌ی FERNNAH (دور-نزدیک) در فوریه ۲۰۲۴ توسط یوآخیم هاینتس ساخته شده است. این قطعه برای همراهی صدای فردی است که در حال خواندن بخش‌هایی از کتاب دور-نزدیک است. 

پس تا اینجای کار فهمیدیم که قطعه‌ی دور-نزدیک در واقع خوانشی از کتابی به همین نام است و این کتاب هم که توسط خود یوآخیم هاینتس نوشته شده است متأثر از کتابی عرفانی از مارگریت پرت تحت عنوان “آینه‌ی روح‌های ساده” است. 

پس:

قطعه‌ی دور-نزدیک <— کتاب دور-نزدیک <— کتاب آینه‌ی روح‌های ساده

قطعه‌ی دور-نزدیک برای خوانش کتاب و اصوات الکترونیک ساخته شده است. به این صورت که شخص کد سی‌ساوند مربوطه را اجرا می‌کند و خود شروع به خواندن کتاب می‌کند. در این قطعه میکروفونی وجود ندارد که صدای خواندن او را ضبط کند و به کامپیوتر انتقال دهد و مثلاً روی آن پردازشی انجام دهد. اصوات الکترونیک کاملا مستقل از صدای فردی که در حال خواندن کتاب است در حال پخش هستند و اصطلاحاً الکترونیکِ خالص هستند یعنی برای تولید آنها فقط از صدای تولید شده توسط خودِ کامپیوتر استفاده شده است نه صدای از پیش ضبط شده. 

برای این قطعه نت یا پارتیتوری وجود ندارد. اصوات الکترونیک بر اساس یک سیستم پیچیده‌ی رندوم که یوآخیم هاینتس آن را در سی‌ساوند ایجاد کرده است به وجود می‌آیند و در هر بار اجرا به یک شکل هستند. 

اصوات الکترونیک در این قطعه به چهار گروه تقسیم می‌شوند. یوآخیم درباره‌ی این اصوات و این چهار گروه و نحوه‌ی عملکردش در مقاله‌ای که برای هفتمین کنفرانس بین‌المللی سی‌ساوند نوشته است توضیح می‌دهد. در ادامه بخش‌هایی از این مقاله را بررسی می‌کنم.

ایجاد ساختارهای زایای اُرگانیک در سی‌ساوند

عنوان اصلی این مقاله این است: Creating Organic Generative Structures in Csound

این مقاله را یوآخیم هاینتس برای هفتمین کنفرانس بین‌المللی سی‌ساوند (ICSC 2024) نوشته است و می‌توانید متن کامل آن را به صورت رایگان از این فایل مطالعه کنید. (صفحات ۳۹ تا ۴۳)

در این مقاله او به توضیح درباره‌ی ساخت بخش الکترونیک قطعه‌ی دور-نزدیک می‌پردازد. 

در قسمت چکیده‌ی آن می‌خوانیم:

“این مقاله به بررسی روش‌های ایجاد ساختارهای زایای اُرگانیک در محیط سی‌ساوند می‌پردازد که از طریق یک مثال هنریِ مشخص توضیح داده می‌شود. پس از پرداختن به ویژگی‌های یک ساختار زایای اُرگانیک، مثال مورد نظر از نظر جنبه‌های بنیادین آن — شامل صداها، وابستگی متقابل و روند رشد — توصیف می‌شود. جزئیات پیاده‌سازی ارائه و با نمونه‌کدهایی نمایش داده می‌شود. در پایان، برخی از امکانات و مسیرهای باز چنین رویکرد هنری مورد بحث قرار می‌گیرند.”

برای مطالعه‌ی ترجمه‌ی فارسی این مقاله به اینجا مراجعه کنید.